شمارهٔ ۳۶۶
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اله۷ بیت
به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟که هزار باره خون شد جگر هزار پاره
منم و ز عشق دردی، که اگر به کوه گویمبه خدا که نرم گردد دل سختِ سنگ خاره
به دو دیده کی توانم که رخ تو سیر بینم؟دو هزار دیده خواهم که تو را کنم نظاره
مه من، ز جمع خوبان به کسی تو را چه نسبت؟تو زیادهای ز ماه و دگران کم از ستاره
ز برای کشتن من، چو بس است چشم شوختز چه میکشند خنجر، مژهها ز هر کناره؟
چو غنیمت است خوبی به کرشمه جلوهای کنکه به عالم جوانی نرسد کسی دوباره
دل خسته هلالی، چو بسوختی حذر کنکه مباد از آتش او برسد به تو شراره