گنج

شمارهٔ ۳۳۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اهازتو۷ بیت
چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست توگاه از داغ تو مینالیم و گاه از دست تو
تا ترا بر دست ظاهر شد سیاهی های داغروزگار دردمندان شد سیاه از دست تو
تو نهاده داغها بر دست چون گلدسته ایمن بخود پیچیده چون شاخ گیاه از دست تو
مردم از داغ و دگر چون خار و خاشاکم مسوزتا نسوزد خرمن من همچو کاه از دست تو
این چه بیدادست؟ کز هر جانب، ای سلطان حسنداد میخواهد چو من صد داد خواه از دست تو
هیچ دانی چیست این داغ سیه بر روی ماه؟عارض خود را سیه کردست ماه از دست تو
بیش ازین از داغ نومیدی هلالی را مسوزچند سوزد دردمند بی گناه از دست تو؟