شمارهٔ ۳۲۹
عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخوعاشق روی توام، با هر که می خواهی بگو
جان من، دلجویی اغیار کردن تا بکی؟گاه گاهی هم دل سرگشته ما را بجو
ای طبیب، از بهر درد ما غم درمان مخورزانکه ما با درد بی درمان او کردیم خو
همچو مویی شد تنم، گو: از میان بردار عشقبعد ازین مویی نگنجد در میان ما و او
رفت آن آب حیات از جویبار چشم منکی بود، یارب، که آب رفته باز آید بجو؟
صورت دعوی گل، معنی ندارد با رختچون ندارد صورت و معنی چه سود از رنگ و بو؟
بر سر کویش، هلالی، رخ بخون شستن چه سود؟سوی تیغ آبدارش بین و دست از جان بشو