گنج

شمارهٔ ۳۰۱

گل برگ را ز سایه سنبل نقاب کندر زیر سایه تربیت آفتاب کن
دامن مچین، ز خانه برون آی و هر قدمملکی بباد برده و شهری خراب کن
واعظ، بلطف دوست چو امید رحمتستبسیار دردسر مده و کم عذاب کن
عالیست فهم یار، هلالی، بوصف اوسیماب کشته را کفنی از نقاب کن