شمارهٔ ۲۶۶
دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟اگر بدست من افتد، هزار پاره کنم
خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آنکه در میان رقیبان ترا نظاره کنم؟
مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهیتو در میانه جانی، چه سان کناره کنم؟
اگر چه سنگدلی، از من این مناسب نیستکه نسبت دل سختت بسنگ خاره کنم
هلالی، از رخ جانان بماه نتوان دیدز آفتاب چرا روی در ستاره کنم؟