گنج

شمارهٔ ۱۷۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایینرسید۷ بیت
بهر درد دل ما از تو دوایی نرسیدسعی بسیار نمودیم، بجایی نرسید
ما اسیران بتو هرگز ننمودیم وفاکه همان لحظه بما از تو جفایی نرسید
قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرابی نوایی ز تو هرگز بنوایی نرسید
با چنین قامت و بالا نرسیدی بکسیکز تو بر سینه او تیر بلایی نرسید
دیده، گو: آب بده گلشن امید مراکز گل این چمنم بوی وفایی نرسید
حالتی نیست در آنکس، که بجان و دل اوفتنه جلوگر عشوه نمایی نرسید
گر هلالی بوصالت نرسد نیست عجبهیچ گه منصب شاهی بگدایی نرسید