گنج

شمارهٔ ۱۴۴

چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!به داغ‌های درون یک به یک نظاره کنند
به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافندبه او جراحت پنهانم آشکاره کنند
ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کبابمیان آتش و آبم، ز من کناره کنند
ز اشک و چهرهٔ زردم اگر نیند آگاهشبی تفحص آن از مه و ستاره کنند
بر آستان وفا سر نهاده‌ام عمریکه در حساب سگانش مرا شماره کنند
ز تیغ طعنه به یک بار نیم کشته شدمنعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند
دل حزین هلالی ز درد هجران سوختبرای درد دل او به لطف چاره کنند