شمارهٔ ۱۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اررا۷ بیت
یار ما هرگز نیازارد دل اغیار راگل سراسر آتشست، اما نسوزد خار را
دیگر از بی طاقتی خواهم گریبان چاک زدچند پوشم سینه ریش و دل افگار را؟
بر من آزرده رحمی کن، خدا را، ای طبیبمرهمی نه، کز دلم بیرون برد آزار را
باغ حسنت تازه شد از دیده گریان منچشم من آب دگر داد آن گل رخسار را
روز هجر از خاطرم اندیشه وصلت نرفتآرزوی صحت از دل کی رود بیمار را؟
حال خود گفتی: بگو، بسیار و اندک هرچه هستصبر اندک را بگویم، یا غم بسیار را؟
دیدن دیدار جانان دولتی باشد عظیماز خدا خواهد هلالی دولت دیدار را