گنج

بخش ۲۴ - حکایت

به معروف کرخی، یکی داد پندکه با رشته انبان جو را ببند
که حالی برآیند موران ازا خاکنمایند انبانت از دانه پاک
برآشفت معروف فرخنده خویکه اینگونه ناسخته دیگر مگوی
بپرور ضعیفان رنجور راچه بندی ره روزی مور را
جوانمردی آموز، ای تنگدلجفا بر ضعیفان کند سنگدل
چرا دانه از مور داری دریغ؟نداری مگر شرم از ابر و میغ؟
ندانی به این حرص و بخل قویکه فردا تو خود رزق موران شوی؟
مکن نخل انصاف از بیخ و بناگر خدمتی می توانی بکن