بخش ۱۳ - حکایت
نمودم سوال از قوی پنجه ایچه پیش آمدت کاین چنین رنجه ای؟
تو را دیده بودم ازین پیشترزبون بود در پنجه ات شیر نر
چه شد چیره دستی و کر و فرتکه اکنون فروخفته در گل، خرت؟
بدین گونه زرد و نزاری کنونکه چون کاه، از کهربایی زبون
لگدکوب، از پشه گردد تنتچه شد زور بازوی پیل افکنت؟
بگفتا که از گردش روزگارمگر نیستی آگه ای هوشیار؟
چه می پرسی ازلطمه سنجی ضعیف؟که خس ناتوان است و دریا، حریف
جوانی کند کوه را زیر دستکنون بر سرم برف پیری نشست
چه می پرسی از بنده ای مستمند؟خداوند هوشی، فراگیر پند