گنج

بخش ۱۴ - در ستایش آزادگی و ذمّ طمع

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۱ بیت
یکی مرد دانا دل هوشیاردو کودک به هم دید در رهگذار
یکی با عسل نانش آمیختهدگررا به نان دوغکی ربخته
ز کودک مزاجیش کو دوغ داشتبه سوی عسل دست خواهش فراشت
خداوند شهدش همی گفت بازکه ای بر کفم دوخته چشم آز
سگ من شو اکنون که داری طمعوگر نه میالا لباس ورع
شد آخر سگش کودک طبع کیشندیده عسل جوی بی زهر نیش
به هر سو کشیدش به صد درد جفتشنیدم که داننده با خویش گفت
ابا دوغ، کودک اگر ساختیکجا سگ کشان از پیش تاختی
فراغ دو عالم طمع کیش باختخنک آن که با قسمت خویش ساخت
درین پرده ویرانی آبادی استرجا بندگی یاس آزادی است
مده دامن یاس آسان ز دستبنازم دلی کز تمنا برست