بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیا
یکی طفل نادان ز خیره سریبه کف داشت جوزی به لُعبت گری
سبک طفل دیگر ز دستش ربودچو سنجید، در باور وی نبود
به این جوز طفل دنی دوست استکه مغزی ندارد همین پوست است
خصومت کنان بر سر جوز پوچازین کهنه ویرانه کردند کوچ
همان جوز پوچ است دنیای دونکه جویند وی را به مکر و فسون
بگویید با کودکان دنیبه آدم نمی زیبد اهریمنی
به این جوز بی مغز بستید دلخجل از خود و از خدا منفعل
شما کودکان را به سر هوش نیستخصومت سگالی برین پوست چیست؟