شمارهٔ ۸ - در وصف خود سروده است
لایق مدح در زمانه چو نیستخویشتن را همی سپاس کنم
هر چه گویم نه تهمت است و نه لافاز حسودان چرا هراس کنم؟
کرده باشم مقام خود را پستگرکنم مدح و التماس کنم
سر کیوان بگردد از مستیمی دانش، اگر به کاس کنم
فرس طبع، چون برانگیزمخاک در چشم بوفراس کنم
کلک معجز نگار چون گیرمنی به ناموس بونواس کنم
رعشه پیریم گرفت و همانپنجه در پنجهٔ حواس کنم
در دلم، خون اگر فتد از جوشآتش از طور اقتباس کنم
گر جهان، پر کنم ز آب گهربه خوی خجلت، ارتماس کنم
به چه امّید در زمانهٔ کورشاهد طبع، روشناس کنم؟
کس زبان مرا نمی فهمدبه عزیزان چه التماس کنم؟