گنج

شمارهٔ ۲۱ - و نیز در وصف خامهٔ خویش

لوحش الله خامه ام که به صدقهست با معنیش وفا و وفاق
ترجمان غم نهان من استچون زبان، بسته با دلم میثاق
هم نی خوش نوا و هم ناییآه عشاق و ناله سنج عراق
پیکر عشق را بود محییشاهد حسن را بود خلاق
سر معشوق از نوایش گرمدل عاشق به ناله اش مشتاق
نقش او رشک صفحه ارژنگمدّ او، میل سرمهٔ اوراق
نقطه اش، بدر آسمان شرفلیکن آسوده از خسوف و محاق
کرده مستانه جلوه هایش تنگعرصه بر ساقیان سیمین ساق
رگ افسرده را بود نشترسر بی مغز را بود مطراق
با رگِ ابر معنی است چو برقشب معراج فکرت است، براق
گلشن از فیض جوی او، انفسروشن از نور شمع او آفاق
گهر افشانده همّتش به طبقبه بر خازنان سبع طباق
حلی افزای این مقوس طوقلوحه پیرای این مقرنس طاق
ننماید ز موم و خارا فرقسر کند چون ز قصه های فراق