گنج

شمارهٔ ۲۰ - در وصف قلم پرتوان خود سروده است

ریزد شکرین نکته حزین از نی کلکمکام همه شکرشکنان ساخته شیرین
از غاشیه داران کمیت است کمیتماندیشه چو بندد، به کمیت قلمم زین
خونین جگر ازحسرت او، اخطل واعشیغرق عرق از خجلت او کوثر و غسلین
در مرحلهٔ وادی قدس است، سبکسیردر مصطبهٔ عالم ذوق است به تمکین
بر اوج رسایی عروج است چو شهبازدر صید تذروان معانیست چو شاهین
درگنبدگردون چو فتد، بانگ صفیرشمرغان اولی اجنحه، آیند به تحسین
گلریز، چه در انجمن نظم و چه در نثرسرسبز، چه در موسم دیماه وچه تشرین
از خجلت او، خامه مانی است به صد رنگوز نکهت او، نافه نفس باخته در چین
در چشم دبیران نوآموخته، پیکانبر فرق حریفان زبان، ساخته زوبین
ازهمّت فطریست، چودستم گهرافشانوز جوهر ذاتی ست، چو تیغم گهرآگین
دستان زن عشق است به سوز دل و داردچون لاله در این باغ، جگرسوخته چندین
در طول بقای شکرافشانی این نیدعوت ز دعاگوی و ز روح القدس، آمین