گنج

شمارهٔ ۳۴۳

شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویینمی گردد کباب من، ز پهلویی به پهلویی
سری آن زلف دارد با کف پای نگارینشرخ اخلاص می ساید، به آتشخانه هندویی