گنج

شمارهٔ ۳۲۳

قافیه: اشتمروزی۴ بیت
خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزیکسی را همچو من، گلگشت مهتابی نشد روزی
چرا باید امانت دار دنیای دنی باشم؟ز جنس عاریت، شادم که اسبابی نشد روزی
تمنّا بود دل را، جلوه های خانه پردازتخراب آباد ما را، وصل سیلابی نشد روزی
از آن تیغی که، گلگون است خاک از فیض احسانشگلوی تشنه ام را، قطره ی آبی نشد روزی