شمارهٔ ۳۲۲
مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟شوریده ایم، نام بیابان چه می بری؟
شعر ترم، به بزم خراباتیان خوش استاین باده را به صومعه داران چه می بری؟
ای دل خیال غمزه ی خون ریزِ یار کنرشک این قدر، به زخم نمایان چه می بری؟
دست مرا به سینهٔ چاک، آشنا مکنعریان تنیم، نام گریبان چه می بری؟