گنج

شمارهٔ ۱۵۰

آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساندفیض پرواز همین بود که تا دام رساند
خجل از فیض نسیمم که ز گلزار جهانبوی یاسی به دماغ دل ناکام رساند
از تب عشق، به جان منت ساقی دارمکه ز تبخاله لبم را به لب جام رساند