گنج

شمارهٔ ۱۲۲

نتوانست به موی کمر یار آویختورنه پرگالهٔ دل، بر مژه بسیار آویخت
دل خون گشتهٔ پر داغ مرا چیست گناه؟لاله، جایی که به آن گوشهٔ دستار آویخت