گنج

شمارهٔ ۹۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ما۸ بیت
بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ماصورت کین، همه مهر است در آیینه ما
دو حریصیم که تا محشرمان سیری نیستما ز مهر تو، دل سخت تو ازکینهٔ ما
می نهد شیر محبت به فراغت پهلونیستانی شده از تیر جفا، سینه ما
پرده از کار ریا، عشق نگیرد ز کرممصلحت هاست درین خرقهٔ پشمینهٔ ما
داد بر باد، تف عشق تو خاکستر دلهمچنان شعله زند خاطرت ازکینه ما
به هوای گل رخسار تو در رقص بودشعلهٔ عشق در آتشکدهٔ سینهٔ ما
ذره آسا به هوای تو، سراپا مهریمدر دل رشک، گره چون نشودکینه ما؟
بندهٔ جام شرابیم حزین ، زانکه بردلوث آلودگی، از خرقه پشمینه ما