گنج

شمارهٔ ۸۹۹

قافیه: انهارایی۵ بیت
کند خون دل من، چشم تر را خانه آراییکه دیگر می کند بهتر ز می، پیمانه آرایی؟
چراغانی ز داغت، رخنه های سینه ام داردکند شبها دل دیوانه ام، ویرانه آرایی
به گوشت در نمی آید، حدیث نکته پردازانکنند از قصهٔ زلفت، مگر افسانه آرایی
به اخلاص محبّت، رونق دل را حوالت کننیاز برهمن، بهتر کند بتخانه آرایی
حزین ، از کلفت دل خاطرم خشنود می باشدکند گرد یتیمی، گوهر یک دانه آرایی