گنج

شمارهٔ ۸۹۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغی۹ بیت
بردم به لحد زان رخ افروخته، داغیحاجت نبود تربت ما را به چراغی
گر خشک لبم، بادهکش ساغر عشقمدل را به لب، از هرگل داغی ست ایاغی
کیفیت صهباست به جام سخن منای باده گساران، برسانید دماغی
راه سر آن چشمه که گم کرد سکندرما تا در میخانه رساندیم سراغی
از تربت ما می گذرد یار، سبکبارای بارکشان غم دل، لابه و لاغی
شمعی که نه در پرتو رخسار تو سوزددر دیدهٔ پروانه نماید، پر زاغی
وصل ار نبود، راه خیال تو نبسته ستباز است به روی دل تنگم، در باغی
داغ دل ما، از نفس گرم شکفته ستای لاله، تو افروختهای دامن راغی
پرسی چه ز آتشکدهٔ عشق، حزین را؟زاهد، تو به راحتکدهٔ کنجِ فراغی