شمارهٔ ۸۳۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: الکسی۷ بیت
چو چشم آینه حیرانم از جمال کسیپری به شیشهٔ دل دارم از خیال کسی
درین چمن به گل و لاله نازها دارمکه خون من چو حنا، گشته پایمال کسی
نمی شود نکند جلوه، حسن بی پرواچه شد که آینه آب است از انفعال کسی
جهانیان پی رسوایی همند تمامخدا کند که نپرسد کسی ز حال کسی
به ساغر دل آتش مزاج می ریزدشراب شعلهٔ حل کرده، رنگ آل کسی
فلک ز حلقه به گوشان امر ما گرددبه یک کرشمهٔ ابروی چون هلال کسی
چه جلوه است که چون سایه کاینات حزینفتاده در قدم نازنین نهال کسی؟