شمارهٔ ۸۰۹
خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟نوشین لبت اغیار مکیدند به ما چه؟
منت چه گذاری تو به ما پیش حریفان؟شمع دگرانی، به مزار شهدا چه؟
خونم به تو ثابت شده حاشا چه نمایی؟چشم تو نزد تیغ گرفتم، مژه ها چه؟
ازشکوه و شکرم به میان فتنه گری چیست؟من دانم و دلدار، رقیبان به شما چه؟
زان شبرو طرارگرفتم خبر دلپیچید به خود زلفش و می گفت کجا؟ چه؟
من بر سر راه خودم از ناله سراییگر قافله را راه شود گم به درا چه؟
از عزت ناقص نرسد نقص به کاملبت گر بپرستید جهانی به خدا چه؟
در خانهٔ همسایه چه ماتم چه عروسیگر مات شود شه، شده باشد، به گدا چه؟
از ساقی و می ای دل افسرده چه نالی؟کار اجل است این، به طبیب و به دوا چه؟
طرف از رقم خویش نبندند قلمهااز نافهٔ مشکین به غزالان ختا چه؟
آسوده حزین است که رهزن سر یغمابا قافله دارد، به من بی سر و پا چه؟