گنج

شمارهٔ ۸۰۳

عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همهجستیم از این خروش ز خوب گران همه
از قول کن به ساغر دل باده ریختیای عالم از شراب لبت کامران همه
آیینه دار مهر تو، هر جا که ذره ایستای پرتو رخ تو به عالم عیان همه
در پیش سرو ناز تو، نازک نهالهابستند دامن از دل و جان بر میان همه
در آرزوی جلوهٔ سرو بلند توپر می زند تَذَرو دل قدسیان همه
کثرت حجاب دیدهٔ عارف نمی شوددارند بوی یوسف ما کاروان همه
بشنو چه خوش سرود حزین ، اوحدی ماای روشن از رخ تو زمین و زمان همه