گنج

شمارهٔ ۷۹۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انمیزندپهلو۹ بیت
کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلوکه این مطلع به آن حسن به سامان می‌زند پهلو
شب هجران سفید از گریه شد گر دیده، خندانمکه چشم من به صبح پاکدامان می‌زند پهلو
خسک در دیده از محرومی شاخ گلی دارمکه خار رهگذار او به مژگان می‌زند پهلو
به شهد آمیخت زهر آغشته کام من ز دشنامشعتاب تلخ او بر شکّرستان می‌زند پهلو
به خون غلتیده شمشیر شوخی‌های مژگانمکف خاکم به بازی‌های طفلان می‌زند پهلو
کسی کز ذوق، دندان بر جگر افشرده می‌داندکه لخت دل به نعمت‌های الوان می‌زند پهلو
قیامت خاست چون بند قبای ناز واکردیبه صبح محشر آن چاک گریبان می‌زند پهلو
بهار عشق مجنون حسن لیلی در بغل داردبه گیسوی تو آه سنبل‌افشان می‌زند پهلو
حزین ، از آن عقیق کم سخن دارم لب خشکیدهان او به عیش تنگدستان می‌زند پهلو