شمارهٔ ۷۹۲
هله من جان جهانم، تنه ناها یاهومظهر آیت شانم تنه ناها یاهو
سرو دلجوی تو تا دیده ام ای نخل مرادهمه در رقص روانم تنه ناها یاهو
چون تو را می نگرم، جمله تو را می نگرمهمه بینم، همه دانم تنه ناها یاهو
مست سودای تو جانم، تنه ناها تنه نامحو نام تو زبانم، تنه ناها یاهو
پرتو روی تو ای مهر جهانتاب گرفتجمله پیدا و نهانم تنه ناها یاهو
ساغر میکده عشق خرد پرداز استمست و دیوانه از آنم تنه ناها یاهو
من که از خود خبرم نیست، چه دوزخ چه بهشتفارغ از سود و زیانم تنه ناها یاهو
نرگس عشوه گر مغبچه ای ساغر داددر خرابات مغانم تنه ناها یاهو
هر کجا می نگرم، جانب هر کس بینمبه جمالش نگرانم تنه ناها یاهو
هر طرف می کشدم جلوه مستانه اورفته از دست عنانم، تنه ناها یاهو
بهتر آن است که ساغر سر بازار زنممن که رسوای جهانم تنه ناها یاهو
مست در آینهٔ خویش نظر می کردمرخ او گشت عیانم تنه ناها یاهو
آنچنان مست لقا گشته ام امروز، حزینکه خود از یار ندانم تنه ناها یاهو