گنج

شمارهٔ ۷۸۳

بنگر چه می کند مژه های دراز توآخر بگو، چه شد نگه دلنواز تو؟
در پرده حباب نگنجد شکوه بحرافزون بود ز حوصله سینه، رازتو
غم نیست جان اگر برود در ره وفابادا دراز، عمر غم جانگداز تو
افسانه ساز نرگس مست که بوده ایمطرب، کرشمه می چکد از تار ساز تو؟
از بس نگاه حسرت اندوختی حزیندر خاک هم بود نگران چشم باز تو