گنج

شمارهٔ ۷۸۴

به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام توبه طوبی می فروشد جلوه سرو خوش خرام تو
ز سر تا پا نیازم چون هلال از دولت نازتجبینی کرده ام دیوزه از ماه تمام تو
نمی گنجد خیال دیگری در سینه تنگمنگین دل ندارد جای نقشی غیر نام تو
بگو کز سعی ناخن برکنم بنیاد هستی راگر از جان کندن فرهاد شیرین است کام تو
ندانستم به مهری با حزین یا برسر کینیز لذت می برد هوش مرا ذوق پیام تو