شمارهٔ ۷۷۰
بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟ای بت دلفریب من، صبر من و قرار من
گوهر شاهوار من، مایه افتخار منباغ من و بهار من، راحت روزگار من
جان من و جهان من، امن من و امان منعین من و عیان من، سرّ من، آشکار من
زهر غم تو در جهان نوش و نشاط خستگانتلخ تو در مذاق جان باده ی خوشگوار من
دل ز خم و سبوی تو، مست به های و هوی تومقصد دیده روی تو عشق تو اختیار من
سرور سرفراز من، مایهٔ سوز و ساز مندلبر و دلنواز من، مونس و غمگسار من
دلبر بی نظیر من، مهر تو در ضمیر منلطف تو دستگیر من، خواریت اعتبار من
دل به هوای روی تو، رفته به جستجوی تومانده در آرزوی تو، دیدهٔ اشکبار من
دوش که شمع سان تنم مایهٔ اشک و آه بودآمد وکرد پرسشم، هوش ربا نگار من
گفت چگونه ای بگو، در غم من حزین من؟بیکس من غریب من، خستهٔ سوگوار من
گفتم اگر وفا کنی، هست در انتظار توسینهٔ داغدار من، خاطر بی قرار من