گنج

شمارهٔ ۷۶۲

چشمت از ناز نبستهست در راز به منرسد از جنبش مژگان تو آواز به من
مهر را ذره ناچیز نمی گردد بارچون خریدی مده ای شوخ، مرا باز به من
سرنوشت دلم از داغ سویدا پیداستروشن انجام شد از نقطهٔ آغاز به من
شهد بی منّت کوثر نسب مرگ کجاست؟تا به کی زندگی تلخ، کند ناز به من؟
نیست احسان کمی ای فلک تنگ فضااین که نگذاشته ای حسرت پرواز به من
به ادای سخنم گوش نگهدار حزینچشم جادو نگه، آموخته اعجاز به من