گنج

شمارهٔ ۷۵۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابکن۹ بیت
بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کندر دامن نسیم صبا مشک ناب کن
تنها ز باده، رنج خمارت نمی‌رودیک جرعه خون گرم مرا در شراب کن
مطرب کفت ز دامن مطلب جدا مباددستی به تار طرّهٔ چنگ و رباب کن
زان پیشتر که گردش دوران کند خرابساقی مرا به یک دو سه ساغر خراب کن
گر بگذرد تو را نفسی در هوای دوستای دل ز عمر خویش همان را حساب کن
نقشت اگر درست نشیند درین بساطآن را خیال جلوه نقش برآب کن
خواهی اگر گشاد دل کار بستگاناول گره‌گشایی بند نقاب کن
زاهد غرور تقویت از سر نمی‌رودمغزت ز می تهیست، کدوی شراب کن
پا را بکش به دامن آزادگی حزیناین گوشه را ز هر دو جهان انتخاب کن