گنج

شمارهٔ ۷۵۲

قافیه: اغمن۵ بیت
ز خط گلعذاران است سودایی دماغ مننمک پرورده ی شور بهاران است داغ من
دمی در گلشنم، ضبط زبان خود کن ای بلبلکه نازکتر بود از پرده های گل دماغ من
کند سر دو عالم را، ز مستی نقل محفلهاکنی در ساغر جمشید اگر دُردِ ایاغ من
من بی حاصل از بس دورگرد مقصد خویشمنفس در سینه ی برق است سوزان، در سراغ من
چو شمع از جان گدازی می کنم محفل فروزیهاحزین تا من نمی سوزم، نمی سوزد چراغ من