شمارهٔ ۷۴۵
ساقی مده خمارم در انتظار چندینگلشن وفا ندارد، گل اعتبار چندین
هر بوالهوس ز تیغت صد زخم کاریش هستاخلاص جان سپاران نامد به کار چندین
پروای دل نداری کس در غمت چه سازد؟زبن پیشتر نبودی ناسازگار چندین
گشت از شمیم خطت شیدا دماغ عقلمشوریدگی نیارد بوی بهار چندین
یارب چه حالت است این کاول نبود در عشقجان ناشکیب زینسان، دل بی قرار چندین
رفتی و بر دل از تو صد کوه غم به جا ماندظالم چه سان سر آرم بی غمگسار چندین؟
خاکم هوا گرفت و دارم به دل هوایتبنیاد عشق نبود ناپایدار چندین
از وعده وصالی آزادکن حزین راصید کمند غم را مپسند زار چندین