گنج

شمارهٔ ۷۴۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادراستین۷ بیت
کوتاه ماند دست تمنّا در آستینداریم گریه بی تو چو مینا در آستین
تا صبح حشر پرده نشین است همچناناز شرم ساعدت، ید بیضا در آستین
ثابت نمی شود به تو خون شهید عشقخنجر به دست داری و حاشا در آستین
منّت خدای را که درین خشک سال دهردارد کفم ز آبله، دریا در آستین
روشن چراغ مسجد و میخانه از من استدر دست سبحه دارم و مینا در آستین
تا داده اند خرقهٔ تقوا ز مشربمبوده ست شیشه در بغلم یا در آستین
دارند عالمی چو حزین نیازمنددر راه تیغ ناز تو جانها در آستین