گنج

شمارهٔ ۷۱۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ادهعشقم۷ بیت
نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقمنمی‌خیزد غبار من ز جا، افتادهٔ عشقم
سر از احوال من عقل گران جان درنمی‌آردسراپای دو عالم گشتم و بر جادهٔ عشقم
رموز معنی از من پرس، افلاطون چه می‌داند؟نیم از روستای عقل، شهری‌زادهٔ عشقم
به اوج سدره پرواز مرا کی سر فرود آید؟قفس‌پروردهٔ تن نیستم، آزادهٔ عشقم
ورق باشد به دستم از بیاض صبح روشن‌ترکه تعلیم سخن داده‌ست لوح سادهٔ عشقم
به چشم یار ماند مستی دنباله‌دار منکه خود ساقیّ و خود پیمانه و خود بادهٔ عشقم
حزین از دل چرا نومید باشم در طلبکاریکه خالی نیستم از جذبه‌ای، بیجادهٔ عشقم