گنج

شمارهٔ ۶۸۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: انمیپرستم۲۳ بیت
من آن غارتگر جان می پرستمغم جان نیست، جانان می پرستم
ز دیر هستی من گرد برخاستهنوز آن نامسلمان می پرستم
دمید از تربتم صبح قیامتهمان چاک گریبان می پرستم
زمین گیر فنا شد دانهٔ منهنوز آن برق جولان می پرستم
جنون کرد استخوانم سرمهٔ نازهمان چشم غزالان می پرستم
برهمن سرد شد زآتش پرستیهمان رخسار خوبان می پرستم
عبث زاهد میارا بزم تقواکه طرز مِی پرستان می پرستم
چنانم واله آن شعلهٔ طورکه آتشگاه گبران می پرستم
برآمد گرچه از پروانه ام دودهنوز آتش عذاران می پرستم
چنانم بیخود از شهد شهادتکه زهرآلوده پیکان می پرستم
سرم سودای جمعیّت نداردمن آن کاکل پریشان می پرستم
به گلبانگ پریشان داده ام دلخروش عندلیبان می پرستم
محبّت را من آن دیوانه پیرمکه بازیگاه طفلان می پرستم
کجا پروانه با گلبن کند خو؟من این آتش عذاران می پرستم
مرا اندیشهٔ تعمیر دل نیستکه جغدم، ملک ویران می پرستم
نگردد دیده ام آلودهٔ خوابکه صبح پاکدامان می پرستم
درون جان ندارم غیر جانانمن آن جانم که جانان می پرستم
به راه انتظارش دیده شد خونهنوز آن سست پیمان می پرستم
به چشمم در نمی آید صف حورمن آن صفهای مژگان می پرستم
خلد خارم به دل از مخمل گلقماش گلعذاران می پرستم
ز خویش و آشنا بیگانه ای رابه رغم خودپرستان می پرستم
سخن از خاطرم یک عقده نگشوداشارات خموشان می پرستم
حزین از کوری خفّاش طبعانمن آن خورشید تابان می پرستم