گنج

شمارهٔ ۶۴۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیه: ارینزدیم۷ بیت
برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیمروز درماندگی دل، در یاری نزدیم
خرقهٔ زهد نشُستیم به آب تَهِ خمآتش باده به ناموس خماری نزدیم
بلبل خوش نفس گلشن قدسیم افسوسنغمه ای در شکن طرهٔ یاری نزدیم
شبنم آسا ز رخی آب ندادیم نظرگل داغی به سر از باغ و بهاری نزدیم
شرمساربم ز مستان محبت که چراساغری از نگه باده گساری نزدیم؟
گره از کار کسی باز نکردیم افسوسنیش خاری به دل آبله زاری نزدیم
مدتی رفت که ما از لب پرشور حزیننمکی بر جگر سینه فگاری نزدیم