شمارهٔ ۶۲۶
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: اهیم۷ بیت
عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیمدر صف سروران رسد، دعوی کج کلاهیم
کوثر تیغت ار کند، رحم به حال مجرماندوزخ جاودان شود، خجلت بیگناهیم
گرنه خوش است خاطرت، با غم سینه کوب منگوش نمی دهی چرا هیچ به داد خواهیم؟
از نگهی که نرگست کرد به کار عاشقانصافی لای باده شد، خرقهٔ خانقاهیم
عشق تو حرز جان بود، این همه امتحان چرا؟گاه در آتش افکنی گاه به کام ماهیم
آه چه چاره کز دلم گرد الم نمی بردشورش اشک نیم شب، ناله صبحگاهیم؟
گرچه شکارلاغرم لیک به یمن دل حزینکشته تیغ ناز آن عربده جو سپاهیم