شمارهٔ ۶۰۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امخلق۷ بیت
یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلقننگ است در زمانه زبان را ز نام خلق
چون زهر جانگزای، گلوگیر می شودنتون زلال خضر کشیدن ز جام خلق
امروز در لباس کمالند ناقصانپوشیده ناتمامی خود را، تمام خلق
تعظیم گاو و خرکه به مردم حرام بوداکنون فریضه گشته به ما، احترام خلق
نزدیک من چو طعن سنان است جان گسلزینسان که دور شد ز مسلمان سلام خلق
درگوش جزر و مد نظرها هزار پاستآزرده است بس که صماخ از کلام خلق
عاقل گریزد از دهن اژدها حزینهش دار تا که مفت نیفتی به دام خلق