شمارهٔ ۵۵۴
به عجز من بنگر وز غرور یارمپرسز سرفرازی آن سرو پایدار مپرس
به غمزه های شکارافکن از کمین برخیزز خونبهای من ای نازنین سوار مپرس
گداخت زهر فراق تو جان شیرینمز تلخ کامی شبهای انتظار مپرس
تویی که چاره دلهای دردمندانیز دردمندی دلهای بیقرار مپرس
مقیم لنگر تسلیم عشق باش حزیندرین محیط پرآشوب از کنار مپرس