شمارهٔ ۵۴۸
صبح از اثر چغانه برخیزسرمست می شبانه برخیز
عمری ست نشسته ام به راهتبا جلوه عاشقانه برخیز
جان راست هوای وصل جانانای تن، تو ازین میانه برخیز
دامی به زمین فکنده زلفشای بلبل از آشیانه برخیز
صد تیر ملامت از کمان جستای دل ز پی نشانه برخیز
تا پای خم آمدیم ساقیبا همّت خسروانه برخیز
باید برخاست از سر جانبگذار حزین بهانه، برخیز