گنج

شمارهٔ ۵۴۷

سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیزبه پای گل بنشین، مست و می کشان برخیز
کرشمه می برد از حد نهال و جلوه، سمننگار من، پی تاراج گلستان برخیز
به چین جبهه نیرزد چو گل دو روز حیاتشکفته با همه بنشین و مهربان برخیز
بیا به میکده بنشین به کام دل زاهدشراب کهنه ما نوش کن ، جوان برخیز
بر آستان گدایان شبی سری بگذاربه مدعای دل خویش کامران برخیز
اساس عشق من و حسن یار محکم بادبهار گو برو و مرغ از آشیان برخیز
بلاست رشک محبت بر اهل درد حزینچو شد وصال میسر، خود از میان برخیز