گنج

شمارهٔ ۵۴۶

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: اهشنگر۶ بیت
عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگردارد سری با سوختن، اشکش ببین آهش نگر
زلف کدامین مه جبین، دارد گرفتارش چنین؟بی تابی شامش ببین، آه سحرگاهش نگر
ای از محبت بی خبر، تا کی کنی خون در جگر؟دردن بکش داغش ببین غمهای جان کاهش نگر
دلها ز هجرت سوخت خوش، زین زهر جان فرسا بچشناز گران تمکین بکش، بنشین و بر راهش نگر
سرو صنوبر قامتان دارد ز رشک آب روانبا دیده انجم فشان، رخساره ماهش نگر
از پیچ و تاب هر رگی، دارد حزین ، یار آگهیچشم گران خوابش ببین، مژگان آگاهش نگر