گنج

شمارهٔ ۵۳۵

ای صبا نکته ای از لعل شکربار بیارگهری تحفه ز گجینه ی اسرار بیار
در جبینش اثر مهری اگر هست بگویمژده ی پرتوی از عالم انوار بیار
دامن آلوده به بوی گل فردوس مکنهر چه می آوری از خاک ره یار بیار
با اسیران وفاکیش چه سر داشت؟ بگویخبر دلکشی از ناوک دلدار بیار
سرنوشت غم جانسوز من و شمع یکی ستجای گل آتشی، آرایش دستار بیار
گل باغم نکنی گر به گریبان باریبوی جان بخشی از آن رخنه ی دیوار بیار
ای که از سیر چمن بال فشان می گذریبرگ سبزی سوی مرغان گرفتار بیار
لب مخمور مرا جرعه نبندد ساقیچون رسد دور به من، میکده بردار بیار
چند بر دوش توان خرقه ی ناموس کشید؟مست از صومعه ام تا سر بازار بیار
به هواداری از آن سیب زنخدان بوییگر توانی به مشام من بیمار بیار
قول حافظ برد از دل غم دیرینه ی ماای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار