شمارهٔ ۵۳
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انرا۷ بیت
مشکل افتاد عجب کار من حیران رادل مگر یاد دهد، مهر و وفا جانان را
اوّل از چشم تو، خونریز نگاهی دیدممی توان یافت ز آغاز وفا، پایان را
دو جهان، بسمل مژگان شکار افکن توستپی صید که، دگر بر زده ای دامان را؟
پاس دلهای اسیران وفا، رسم خوشیستسرو من، شانه مکش طرهٔ مشک افشان را
چه شود کز تو دمی خاطرم آسوده شود؟مکش از سینهٔ من یک دو نفس پیکان را
ترک چشمت دگر از دل چه توقّع دارد؟باج هرگز نبود، مملکت ویران را
در بهار خط آن ساقی گلچهره، حزینزاهد آیا به چه رو، طعنه زند مستان را؟