گنج

شمارهٔ ۴۹۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انبرخیزد۷ بیت
زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزدکف زنان، جامه دران، رقص کنان برخیزد
پردهٔ دیده حجاب است میان من و دوستخرّم آن روز که این هم ز میان برخیزد
خوار و پامال تر از سایهٔ افتاده منماز کنارم اگر آن سرو روان برخیزد
سینه، دل را چه خیال است کند زندانی؟زین قفس بلبل ما، بال فشان برخیزد
با تو در خلوت دل وصل تو را می خواهمکز میان کلفت روزان و شبان برخیزد
هر جفایی که کنی راحت جان است ولیرسم انصاف مبادا ز جهان برخیزد
برکش از دل نفس مولوی روم، حزینتا ز گلزار سمن، رنج خزان برخیزد