گنج

شمارهٔ ۴۳۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انمندیدهاند۹ بیت
تن دیده اند از من و جانم ندیده اندنامم شنیده اند و نشانم ندیده اند
آنها که آورند سبک در نظر مرابیچارگان، به کوی مغانم ندیده اند
قومی که سرکشند ز نخوت بر آسمانبر آستان میکده شانم ندیده اند
ز آوارگان دهر شمارندم ابلهاندر لامکان قدس مکانم ندیده اند
جمعی که شک به شان سلیمانیم کنندزیر نگین، زمین و زمانم ندیده اند
لب تشنگان بادیهٔ شوق سلسبیلآب حیات شعر روانم ندیده اند
تنها زنند لاف به میدان گفتگوآنان که ذوالفقار زبانم ندیده اند
گر مانده اند در صف دعوی، گران رکابچالاکیی ز دست و عنانم ندیده اند
پوشیده است دیدهٔ نادیدگان حزینعنقای مغربم که نشانم ندیده اند