شمارهٔ ۴۳
شور دلها بود ترانهٔ مانمک دیدهها فسانهٔ ما
دستپروردگان صیادیمقفس ماست، آشیانهٔ ما
سر رفعت به عرش میسایدعلم آه عاشقانهٔ ما
خرد افتاده بود صبح ازلبیخود از بادهٔ شبانهٔ ما
یادگار هزار رنگ گل استخس و خاشاک آشیانهٔ ما
کرده سودای عشق خانه خرابچین زلفی، نگار خانهٔ ما!؟
در محبت دراز باد حزینعمر غمهای جاودانهٔ ما